<span class='far fa-lightbulb color-default'></span> هوش هیجانی چه اهمیتی برای رهبری دارد؟
کسب و کار من

هوش هیجانی چه اهمیتی برای رهبری دارد؟

| 10:00 | 2

 اخیرا هوش هیجانی یکی از بحثهای مهم در مورد رهبری شده است. یک چیز ما با اطمینان می‌دانیم این است که این یک صفت است که می‌تواند اندازه گیری و توسعه یابد. اما دقیقاً چیست و چگونه می‌تواند مفهوم رهبری ی را آنگونه که امروزه می‌شناسیم، تحت تأثیر قرار دهد؟

هوش هیجانی مربوط به توانایی فرد است که بتواند احساسات خود را بشناسد و کنترل کند، در حالی که از احساسات گفتنی مناسب برای داشتن بهینه ترین عکس العمل در هر شرایطی استفاده می‌کند. همچنین با آگاهی و حساسیت فرد نسبت به احساسات دیگران ارتباط دارد.
بنابراین، هوش هیجانی برای هر کسی در هر سطحی از سازمان و کسب و کاری، ویژگی مهمی است، اما برای افرادی که پست‌های رهبری را اشغال می‌کنند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هوش هیجانی یک رهبر می‌تواند تأثیر گسترده‌ای بر روابطشان، نحوه مدیریت تیم‌های خود و به طور کلی نحوه تعامل با افراد در محیط کار داشته باشد. به طور کلی هوش هیجانی شامل پنج مولفه است.


1-خودآگاهی

خودآگاهی به این معنی است که شما همیشه از احساسات خود کاملاً آگاه هستید و تأثیر احساسات و اعمال خود را بر روی افراد اطراف خود میفهمید. یک رهبر خودآگاه تصویری روشن از نقاط قوت و ضعف خود را حفظ می‌کند و با وجود مقام و اقتدارشان هنوز از ذهنیتی فروتن اداره میشود.


2-خود تنظیمی

خودتنظیمی مانع از سوء استفاده از امتیاز رهبری شما برای حمله به دیگران و تصمیم گیری های عجولانه یا غریبانه می شود که ارزش‌های شما را به خطر می اندازند. این امر به شما کمک میکند كه بر احساسات خود و چگونگی تأثیرگذاری آن‌ها بر دیگران و همچنین نسبت به مسئولیت پذیری شخصی خود نظارت كنید.

3-انگیزه

رهبران با انگیزه خود به طور مداوم در جهت اهداف خود فعالیت می‌کنند، به کارکنان خود انگیزه می‌دهند و آن‌ها برای کیفیت کارشان از استانداردهای بسیار بالایی برخوردار هستند. آن‌ها ارتباط عاطفی سالم با نتایجی که از تلاش‌هایشان جستجو می‌کنند، ایجاد می‌کنند و آن‌ها را قادر می‌سازند تا بدون وسواس، آن‌ها را به جلو سوق دهند.

4-یکدلی

همدلی همان چیزی است که به شما امکان می‌دهد خود را در نمایش‌های افراد دیگر قرار دهید و چشم اندازهای بی نظیر آن‌ها را در نظر بگیرید. در هنگام موفقیت تیم برای هدایت یک تیم یا سازمان بسیار مهم است.
رهبران با همدلی فعالانه از حرفه و رشد شخصی اعضای تیم خود حمایت می‌کنند، بدون خرد کردن دیگران، انتقاد ارائه می‌دهند و بازخورد منظم از کارمندان خود را طلب می‌کنند. چنین رهبران همان چیزی است که برای ایجاد انگیزه در کارمندان برای انجام بالاتر از انتظارات لازم است.

5-مهارت‌های اجتماعی

رهبران با مهارت‌های اجتماعی خوب در برقراری ارتباط بسیار عالی هستند و این مسئله بسیار مفید است که تیم خود را در مورد یک پروژه یا هدف جدید پمپاژ کند.
آن‌ها از نظر عاطفی به اندازه کافی باهوش هستند و هر دو خبر خوب و بد را با همان وضوح ذهنی دریافت می‌کنند و این باعث می‌شود که زیردستان آن‌ها به اندازه کافی اطمینان داشته باشند تا هر چیزی را به روز کنند.
رهبران با مهارت‌های اجتماعی خوب نیز در برنامه ریزی، تأثیرگذاری و نظارت بر تغییرات اساسی در محیط کار و همچنین حل و فصل هرگونه مشاجره ناشی از انصاف و سریع، بسیار عالی هستند.


وقتی رهبران از نظر عاطفی باهوش هستند چه اتفاقی می‌افتد؟

رهبرانی که از لحاظ احساسی باهوش هستند محیط‌های بی خطر را پرورش می‌دهند، جایی که کارمندان احساس راحتی می‌کنند از خطرات محاسبه شده استفاده کنند، ایده هایی را مطرح کرده و نظرات خود را ابراز می کنند. در چنین محیط‌های ایمن، همکاری مشترک فقط یک هدف نیست، بلکه به کل در فرهنگ سازمانی بافته می‌شود.
وقتی یک رهبر از نظر عاطفی باهوش است، می تواند از احساسات برای پیشبرد سازمان استفاده کند. رهبران غالباً مسئولیت ایجاد هرگونه تغییر لازم در سازمان را بر عهده دارند و در صورت آگاهی از واکنش‌های عاطفی احتمالی دیگران نسبت به این تغییرات، قادر به برنامه ریزی و تهیه بهینه ترین راه‌ها برای ایجاد آن‌ها هستند.
علاوه بر این، رهبران باهوش هیجانی امور را شخصاً در نظر نمی‌گیرند و قادر به پیشبرد برنامه ها هستند بدون اینکه نگرانی از تأثیرگذاری بر روی مصونیت خود داشته باشند. انتقادهای شخصی بین رهبران و کارمندان یکی از متداولترین موانع بهره‌وری در بسیاری از مکان‌های کاری است.

چه اتفاقی می افتد که رهبران از نظر عاطفی هوشمند نیستند؟

رهبری یک مأموریت طبیعی استرس زا است مسئولیت سرنوشت صدها یا حتی هزاران نفر دیگر می‌توانند عواقب آن را بگیرند. رهبرانی که از هوش هیجانی کم برخوردارند، تمایل دارند که در موقعیت‌های استرس زا گشوده شوند. زیرا آن‌ها نمی‌توانند احساسات خود را تحمل کنند و این ممکن است به عنوان حملات کلامی به دیگران و پرخاشگرانه منفعل باشد.
این می‌تواند یک محیط حتی پرتنش تر ایجاد کند، جایی که کارگران همیشه بر روی پوسته های تخم مرغ قدم می زنند و سعی می‌کنند از وقوع طغیان بعدی جلوگیری کنند. این اغلب تأثیرات مخربی بر بهره وری و انسجام تیم دارد زیرا کارکنان از این ترس بیش از حد پریشان می‌شوند تا روی کار و پیوند تمرکز کنند.
هوشمند نبودن عاطفی مانع همکاری در سازمان می شود. هنگامی که یک رهبر احساساتی برای خود ندارد و به طور نامناسب واکنش نشان می‌دهد، بیشتر کارکنانشان از ترس از اینکه چگونه رهبر پاسخ خواهد داد، احساس ناراحتی می کنند.

حرف آخر

همه رهبران بزرگ می دانند که در احساساتشان قدرت زیادی وجود دارد، بنابراین آن‌ها اطمینان حاصل می کنند که چگونه آن‌ها را شناسایی، درک و مدیریت کنند. این امر  مربوط به  داشتن هوش هیجانی است و یکی از مهمترین صفات برای رهبر در هر سازمان امروزی مدرن است.
 

منبع: بورس با ما
برچسب‌ها: رهبری کسب و کار

دیدگاه شما

|   مشاهده قوانین و مقررات

دیدگاه‌ها