<span class='far fa-lightbulb color-default'></span> نقش بازاریابی احساسی در فروش بیشتر کسب و کار
کسب و کار من

نقش بازاریابی احساسی در فروش بیشتر کسب و کار

| 10:00 | 2

بغض گلویتان را می‌فشارد. خنده‌های زیاد باعث درد گرفتن شکمتان شده است. آن قدر عصبانی هستید که موهای سرتان را می‌کنید. این‌ها نمونه‌هایی از احساساتی است که حداقل یک بار در زندگی خواهید داشت. آن‌ها نمونه‌هایی از احساسات هستند: واکنشی نسبت به یک شی، فرد یا محیط اطراف که منجر به رفتار بعدی ما می‌شود.
هنگام انجام کاری ترسناک احساس می‌کنید که قلب شما از سینه خارج می‌شود؟ این یک واکنش طبیعی است. آیا پس از شنیدن خبر خوب، احساس شادی کرده اید؟ شما تنها نیستید! مغز ما، این واکنش‌ها را کنترل می‌کند. در این نگاشته توضیح خواهیم داد چگونه بازاریابی احساسی می‌تواند بر فروش بیشتر یک کسب و کار تاثیر بگذارد. با بورس با ما همراه باشید.

بازایابی احساسی

بازاریابی احساسی به تلاشهای بازاریابی و تبلیغاتی اطلاق می‌شود که در درجه اول از احساسات استفاده می‌کنند تا مخاطبان شما را به یاد بیاورند، به اشتراک بگذارند و خرید کنند. بازاریابی احساسی به طور معمول در احساسات منفرد، مانند خوشبختی، غم، عصبانیت، یا ترس، برای ایجاد یک پاسخ مصرف کننده قرار می گیرد.

مردم به دلایل منطقی خریداری نمی کنند. آنها به دلایل عاطفی خریداری می کنند. " زیگ زیگلار

برکسی پوشیده نیست که احساسات نقش به سزایی در موفقیت کمپین‌های تبلیغاتی دارد.
به عنوان مثال، همه ما می‌دانیم که میان وعده‌ها و نوشیدنی‌های قندی برای بدن مضر هستند، اما تبلیغات مربوط به نوشابه‌ها و نوشیدنی‌های قندی درباره چربی، کالری و دیابت صحبت نمی‌کند. بلکه تمرکز بیشتر روی جوانی، نشاط و اوقات خوب است. شکلات با تجملات، احساسات همراه است. و دیگر احساسات مثبت برای فروش همه چیز از صابون‌ها گرفته تا بازی‌های ویدیویی‌، مایونز و بیمه عمر استفاده می‌شود.
مطالعات نشان می‌دهد که حوادث با احساسات باعث ایجاد خاطرات قدرتمند در ذهن افراد می‌شوند. به نوبه خود، این خاطرات ما را به انجام عملی انگیزه می‌دهد. احساسات شدید در تبلیغات ممکن است ما را به سمت خرید گران یا اهدا پول به یک دلیل سوق دهد.

 احساسات مانند رنگ هستند. رابرت پلاتچیک با معرفی "چرخه احساسات" نشان داد که چگونه تغییر احساسات می‌توانید بر مخاطبان تاثیر گذاشت در تصویر زیر می توانید چرخه احساسات را مشاهده نمایید با تمرکز بر روی این چرخه میتوانید محتوا و کمپین‌های موفقی ایجاد نمایید.

 برای درک بهتر این موضوع که چگونه احساسات اغلب در تبلیغات تبلیغاتی استفاده می‌شوند، در زیر چند نمونه آورده شده است.

شاد بودن باعث میشود احساس خوبی داشته باشید و هر آنچه را که در بالا در مورد آن صحبت کردیم (جوانان، تجملات، و غیره) بعلاوه مفاهیم مثبت دیگری مانند عاشقانه، ماجراجویی، بازیگوش و پیوند خانوادگی را در بر می‌گیرد. این بارزترین و تکرارترین احساسی است که در اکثر تبلیغات ظاهر می شود.


 

عصبانیت کاربردهای زیادی دارد، اما اغلب در تبلیغات دیده می شود که برای ناراحتی مردم از مواردی مانند موضوعات زیست محیطی، سیاستهای دولت و نامزدهای سیاسی ایجاد شده است.


تنفر میتواند مورد استفاده قرار گیرد تا مردم نسبت به خود احساس بد کنند تا داروها ،برنامه های رژیم غذایی و  محصولات پاک کننده را بفروشند.
 ناراحتی برای برانگیختن احساس دلسوزی یا همدلی استفاده می شود. تبلیغاتی مانند اینها می تواند در جلب آگاهی نسبت به موضوعات اجتماعی مؤثر باشد.


 

ترس اغلب برای جلوگیری از رفتارهای مضر مانند سیگار کشیدن یا سوء مصرف مواد اعزام می‌شود.

 اما چرا بازاریابی احساسی کار می‌کند

مردم احساس می‌کنند. به همان اندازه که  بعد از یک دلخوری  می‌گوییم " کاش این کار را انجام نمی دادیم". ما احساسات را تجربه می‌کنیم. این در طبیعت ماست.
این یکی از دلایلی است که بازاریابی احساسی درست کار می کند. در اینجا چند مورد دیگر آورده شده است.


بازاریابی احساسی اولین برداشتهای عالی را ایجاد می کند.

به گفته شما، چه چیزی باعث ایجاد اولین احساس عالی می شود؟ وقتی با شخص جدیدی ملاقات می‌کنید، چه چیزی برجسته است؟
اکنون یک کسب و کار جدید در نظر بگیرید. اگر بین دو تبلیغ بود - یکی که فقط در مورد محصولات صحبت می‌کرد، و دیگری اینکه باعث خنده و گریه شما می شد -  کدام از این دو شما را تحت تأثیر قرار می داد؟ مورد دوم ، درست است؟

برداشت‌های اول در عرض چند ثانیه شکل می گیرند. همین امر در مورد اولین تصور از یک محصول یا برند تجاری نیز وجود دارد، و احساسات بازاریابی می‌تواند به شکل گیری این تصور کمک کند ... و به آن برند یا محصول کمک کند تا در ذهن شما نقش ببندد.


بازاریابی احساسی به افراد کمک می‌کند تا با قلب خود تصمیم بگیرند.

به آخرین خرید اصلی خود فکر کنید. چطور تصمیم گرفتید کدام گزینه را خریداری کنید؟ چه چیزی باعث شد که بالاخره شما به خرید بپردازید؟ ( فرض بر این است که ما آنلاین خریداری کرده اید.)
مطمئناً شما قیمت‌ها را با هم مقایسه کرده اید و برای خواندن هر محصول وقت صرف کرده اید، اما وقتی زمان تصمیم گیری فرا رسید، شرط میبندم که به قلبتان اعتماد داشته اید.
من حدس می‌زنم که احساسی که احساس می‌کردید یا میخواهید احساس کنید، به شما در جهت گیری صحیح کمک کرده است. 


بازاریابی عاطفی مردم را به عمل القا می کند.

در حالی که بازاریابی احساسی ابزاری قدرتمند برای ایجاد یک یا دو خرید است، احساسات همچنین فعالیت‌های دیگری را تشویق می‌کنند که می‌توانند به رشد کسب و کار و برند شما کمک کنند.  بیایید نگاهی دقیق تر به هر احساس بنگریم:

شادی ما را به اشتراک می گذارد ... و اشتراک گذاری منجر به افزایش آگاهی از برند می‌شود.. مطالعات نشان می‌دهد که اخبار خوب و محتوای مثبت نسبت به هر نوع محتوای دیگر سریعتر در رسانه‌های اجتماعی پخش می‌شوند. هنگامی که کسی خوشحال است، ما تمایل داریم آن احساسات را منعکس کنیم، و این باعث می‌شود که در ابتدا مطالبی را که باعث می‌شود لبخند بزنیم، به اشتراک بگذاریم.

غم و اندوه باعث می‌شود تا ما با همدلی و ارتباط برقرار کنیم ... و همدلی منجر به افزایش هدیه می‌شود. یک مطالعه در سال 2007 نشان داد که احساس همدلی منجر به نوعدوستی می‌شود. جای تعجب نیست که سازمان‌های خیریه هنگام درخواست کمک مالی از عکس‌های غم انگیز استفاده می‌کنند. احساس غم و اندوه ما را به عمل و کمک به مردم القا می‌کند، که به طور معمول در  کمک های مالی نمایان می‌شود.

تعجب و ترس باعث می‌شود که ما به آنچه راحت است بپردازیم ... و پذیرش هر چه راحت باشد منجر به افزایش وفاداری به برند می‌شود. بازاریابان معمولاً از ترس (به معنای واقعی کلمه) از اینکه مصرف کنندگان احساسات منفی را با برند خود مرتبط کنند، در تبلیغات خود استفاده می‌کنند. مطالعات نشان می‌دهد که ایجاد ترس باعث می‌شود تا نام تجاری شما به عنوان یک چیز خوب در دنیای تاریک دیده شود، به این معنی که وقتی اوضاع بدتر شود، مصرف کنندگان شما، بیشتر به شما تکیه می‌دهند.

عصبانیت و اشتیاق ما را لجوج می‌کند ... و سرسختی منجر به محتوای ویروسی و پیروان وفادار می شود. به یک فیلم در اینستاگرام در مورد یک فاجعه محلی یا یک مسئله سیاسی فکر کنید که تعداد لایک و هزاران اظهار نظر دیگر دارد. مانند خوشبختی، احساسات شدید مانند عصبانیت و اشتیاق به مردم الهام می بخشد تا مطالب را به اشتراک بگذارند مطالعات نشان می‌دهد که تولید محتوا که عمداً عصبانیت و اضطراب را به وجود می‌آورد، منجر به انتقال ویروسی و افزایش دیدگاه ها می‌شود.

اکنون که می دانید چرا بازاریابی احساسی کار می کند، اجازه دهید در مورد چگونگی استفاده از آن در تلاش های فعلی خود صحبت کنید ... یا شاید یک کمپین جدید.

 

استراتژی‌های بازاریابی احساسی

روش‌های مختلفی برای بازاریابی کسب و کار شما با استفاده از احساسات وجود دارد. راه كارهاي زير را مي‌توان براي برانگيختن انواع احساسات با هم تركيب كرد و از آن‌ها استفاده نمود. ما شما را تشویق می‌کنیم که از اولین نفر شروع کنید، اگرچه، احساسات خاص بستگی دارد که چه گسی را مورد هدف قرارداده اید.

1. ابتدا مخاطبان خود را بشناسید.

این یک مرحله مهم قبل از انجام هر نوع بازاریابی است. اگر مخاطبان خود را نمی‌شناسید، چگونه می‌دانید به چه نوع محتوایی به بهترین وجه پاسخ می دهند؟ چگونه خواهید فهمید که چه احساسی را برای هدف قرار دادان بهترین پاسخ را می‌دهد؟ 
قبل از تصمیم گیری در مورد احساسی که در بازاریابی شما ایجاد می‌شود، تحقیقاتی را در مورد مخاطبان انجام دهید. مانند هر تلاش بازاریابی، می‌خواهید احساسی را ایجاد کنید که با نقاط درد یا خواسته های عمومی و رویاهای آن‌ها طنین انداز باشد. تحقیق در مورد مخاطبان شما بهتر است تصمیمات بازاریابی شما را آگاه سازد و باعث صرفه جویی در وقت و منابع ارزشمند شما شود.

2. با رنگ پیش بروید.

این ممکن است یک استراتژی ساده به نظر برسد، اما بیشتر از آنچه فکر می‌کنید تأثیر دارد. رنگ و احساسات با یکدیگر بسیار نزدیک هستند .
رنگ در واقع نقش مهمی در برانگیختن احساسات دارد. درمانگران برای آرام کردن بیماران خود در مطب‌های خود استفاده می‌کنند، تیم‌های فوتبال رنگ‌هایی را انتخاب می‌کنند که بازیکنان و مخاطبان خود را به هیجان می آورد و تولید کنندگان فیلم برای رنگ پوسترها و تریلرهایی رنگی را طراحی می‌کنند که احساس ترس را القا کند.

3. داستانی بگویید.

داستان پردازی روشی مطمئن برای ارتباط با مخاطبان است. چه از طریق ناراحتی، عصبانیت، اشتیاق و چه هیجان، داستانها بدون در نظر گرفتن آرایش مخاطبان شما، به راحتی قابل ارتباط و اشتراک هستند.

 برند پراکتر گمبل کمپین تبلیغاتی با عنوان "Thank You Mom"  را پیش از المپیک زمستانی 2014 سوچی راه اندازی نمود. این برنامه شامل بسیاری از بازی های مشهور المپیک و داستان هایی است که چگونه مادران آن‌ها در طول حرفه‌های ورزشی خود از آنها حمایت می کردند. از آنجا که مادران بخش بزرگی از مخاطبان هدف این برند هستند، تبلیغات کاملاً در موقعیتی قرار دارند که هر داستانی طنین اندازی را بازگو کنند و محصولات خود را به بازار عرضه کنند.

 

4.یک نهضت یا اجتماع ایجاد کنید.

استفاده از بازاریابی احساسی برای ایجاد یک حرکت یا اجتماع در اطراف برند شما به چند عامل مختلف روانی تبدیل می شود. جنبش بوجود آمده موجب ترغیب افراد می شود. همچنین احساس رفاقت ، پذیرش و هیجان می تواند حس وفاداری به برند شما ایجاد کند.

5. الهام بخش غیرممکن ها شوید.

روند احساس الهام قطعاً احساسات زیادی را به وجود می آورد: تسخیر ، شادی ، هیجان، امید ... فقط برای ذکر چند مورد. کارزارهای تبلیغاتی قدرتمند هستند زیرا به رویایی، هدف یا دیدی که مخاطب شما آرزوی رسیدن به آن را دارند، ضربه می‌زنند. برای هدفمند کردن موفقیت آرزوها به عنوان یک رویکرد بازاریابی، کسب و کارها باید درک کنند که چگونه محصول آنها به مصرف کنندگان خود کمک می‌کند تا به آن رویاها و خواسته‌های بلند برسند.

ردبول این رویکرد را به خوبی از طریق کمپین "رد بول به شما بال می دهد" اجرا می کند. تبلیغات آنها دارای لحظاتی است که ورزشکاران واقعی در حال دستیابی به اهداف و رویاهای خود هستند. این تبلیغات همچنین ردبول را با احساس خوشحالی، هیجان و امید مرتبط می‌کند که روزی بتوانید به رویاهای خود نیز برسید.


6.یک تصویر ایده آل را طراحی کنید.

در حالی که برخی از تبلیغات به نحوه احساس ما در حال حاضر ضربه می زنند، برخی دیگر عواطفی را که می خواهیم احساس کنیم، برمی‌انگیزند. این هدف از ارائه تصویر ایده آل از طریق بازاریابی شماست. بازاریابی عالی توضیح میدهد که چگونه یک محصول یا خدمات خاص میتواند یک مشکل  را حل کند. بازاریابی احساسی، از احساسات برای متقاعد کردن مصرف کنندگان استفاده می کند که محصول شما نه تنها راه حل مناسب است، بلکه می توانید با استفاده از آن نیز احساس خوبی داشته باشید.

حرف آخر

القا احساسات در بازاریابی و تبلیغات شما روشی مطمئن برای جذب، طنین انداز بودن و تشویق مخاطبان تان به اقدام خرید محصول است. بازاریابی احساسی را به عنوان سلاحی مخفی که هرگز نشناخته اید، تصور کنید.

برای موفقیت آمیز بودن احساسات در بازاریابی خود، تمام کاری که باید انجام دهید این است که مخاطبان خود را بشناسید و بدانید که کدام احساسات بیشترین طنین را نشان می‌دهد. این موارد را با اهداف کلی بازاریابیخود هماهنگ کنید، و تلاش بازاریابی احساسی شما برخی از مؤثرترین آنها خواهد بود.

مقالات مرتبط:

دیدگاه شما

|   مشاهده قوانین و مقررات

دیدگاه‌ها