انواع تحلیل های بازار سرمایه
برای فردا

انواع تحلیل های بازار سرمایه

| 10:00 | 3

برای هر کسی که علاقه‌مند به سرمایه‌گذاری در بورس باشد، با کمبود تجزیه و تحلیل مواجه نیست. با یک جستجوی ساده در گوگل می‌توان به میلیون‌ها نتیجه در مورد تحلیل بازار سهام رسید. به طور کلی چهار نوع تحلیل شاخص در بازار سهام داریم: تکنیکال، بنیادی، کمی و سنتیمنتال. در این مقاله قصد داریم نگاهی مختصر به هر کدام از این چهار تحلیل داشته باشیم، با بورس با ما همراه باشید.

تحلیل بنیادی:

هدف از تحلیل بنیادی این است که تعیین کند آیا ارزش آینده یک شرکت به طور دقیق در قیمت سهام فعلی خود منعکس شده است یا خیر. تحلیل بنیادی سعی دارد ارزش سهام خاص را براساس عوامل مختلفی از جمله وضعیت مالی فعلی شرکت و فضای اقتصادی حاکم برآورد کند. تحلیل بنیادی همچنین ممکن است شامل صحبت با تیم مدیریتی شرکت و ارزیابی نحوه دریافت محصولات شرکت در بازار باشد.
وقتی یک تحلیل بنیادی کامل شود، تحلیل‌گر ممکن است تصمیم بگیرد که سرمایه‌گذاری در سهام یک فرصت جذاب است. زیرا چشم انداز خوبی برای سهم در بازار مشاهده می‌کند. اگر ارزش به طور کامل در قیمت منعکس شود، تحلیلگر ممکن است سهام را نگهدارد یا آن را به فروش برساند.

 تحلیل تکنیکال

تحلیلگران فنی روندهای معاملاتی اخیر را ارزیابی می‌کنند و می‌توانند تعیین کنند که قیمت بعدی سهام شرکت چقدر است. معمولاً تحلیلگران فنی به اصول بنیادی قیمت سهام توجه کمتری می‌کنند. تحلیلگران فنی برای ارزیابی خود از قیمت سهام یک شرکت، به نمودار سهام تکیه می‌کنند. به عنوان مثال، تحلیل گران فنی هنگام ارزیابی حرکت بعدی سهام می‌توانند به دنبال سطوح پشتیبانی مقاومت باشند. سطح پشتیبانی سطح قیمتی است که در آن سهام ممکن است حمایت شود و در زیر آن ممکن است سقوط نکند. در مقابل، سطح مقاومت قیمتی است که در آن روند صعودی قیمت‌ها جلوگیری کرده و نگذارد بالاتر بروند. تحلیل تکنیکال به سه دسته تحلیل تکنیکال کلاسیک، ژاپنی و الیوت تقسیم می‌شوند.

 تحلیل سنتیمنتال یا احساسات 

تحلیل احساسات تلاش می‌کند بازار را از نظر نگرش سرمایه‌گذاران اندازه گیری کند. تحلیل احساساتی از این فرض شروع می‌شود که اکثر سرمایه‌گذاران اشتباه می‌کنند. به عبارت دیگر، هنگامی که "انبوه سرمایه گذاران" معتقدند که قیمت‌ها در یک جهت خاص قرار دارند، بورس سهام ناامید کننده ظاهر می‌شود. تحلیلگران احساساتی معمولاً به عنوان متضادانی شناخته می‌شوند که می‌خواهند در مقابل نظر اکثریت بازار سرمایه‌گذاری کنند. به عنوان مثال، اگر اکثر ناظران حرفه‌ای بازار انتظار دارند که قیمت سهام روند افزایشی داشته باشد، ممکن است تحلیلگران احساساتی به دنبال قیمت‌هایی باشند تا اکثریت را ناامید کنند و روند کمتری را تجربه کنند.

تحلیل کمی

یک تحلیلگر کمی سهام را از منظر کاملاً عددی بررسی میکند. فرضیه تحلیل کمی این است که با استفاده از برنامههای رایانهای برای رتبه‌بندی سهام با معیارهای منتخب بر اساس واقعیت و غیر عاطفی انجام می‌شود. اساس انتخاب می‌تواند تقریباً هر متغیر قابل اندازه گیری باشد. تحلیلگران ممکن است از درآمد، جریان وجه نقد، قیمت‌های تاریخی یا تقریباً هرگونه آمار و ارقام تجاری یا سهام دیگری یا ترکیبی از آمار استفاده کنند تا تحلیل خود را کامل نمایند. یک شکل محبوب برای تحلیل کمی، سرمایه‌گذاری آنی است که سرمایه‌گذاران از آن استفاده می‌کنند و سهام‌هایی را که اخیراً نسبت به گروه همتای خود بهتر عمل کرده‌اند، مورد بررسی قرار می‌دهند.

کدام روش بهترین است؟

 پاسخ روشنی برای این سوال وجود ندارد. هرکدام از تحلیل‌های فوق طرفداران خودشان را دارند. اما یادآوری سه نکته حائز اهمیت است: عملکرد گذشته نتایج آینده را تضمین نمی‌کند، نتایج واقعی متفاوت خواهد بود و بهترین رویکرد ایجاد نمونه کارها بر اساس افق زمانی، تحمل ریسک و اهداف است.
نکته اصلی موفقیت در بازار یافتن مواردی است که برای شما مؤثر است، استفاده از چه اطلاعاتی احساس راحتی می‌کنید و به نظر می‌رسد بهترین بازده را برای شما فراهم می‌کند. روش‌ها همچنین می‌توانند ترکیب شوند، در جایی که از یک روش برای محدود کردن انتخاب شما استفاده می‌شود، از روش دیگری برای انتخاب یک سرمایه گذاری خاص استفاده کنید. مهم نیست که یک سرمایه گذار از چه روشی استفاده می‌کند، سرمایه‌گذاران وقتی تحقیقات خود را انجام می‌دهند بهتر عمل می‌کنند. به یاد داشته باشید

 احتمال خطر از  ندانستن کاری که شما درحال انجام هستید، نشأت می گیرد 

منبع: بورس با ما

دیدگاه شما

|   مشاهده قوانین و مقررات

دیدگاه‌ها