استراتژی معامله گری: مهمترین الزام برای یک معامله گر
برای فردا

استراتژی معامله گری: مهمترین الزام برای یک معامله گر

| 11:00 | 3

    یکی از مهمترین الزامات معامله گری داشتن یک سیستم معاملاتی و از آن مهمتر پایبند بودن به آن است. در این مقاله قصد داریم توصیه های فلوریان زالفنر که یک معامله گر حرفه ای ست مرور کنیم: 
    " آزادی شاید بزرگترین دشمن یک معامله گر است! وقتی معامله گری را شروع می کردم، در کنار نوسانات دلچسب قیمت، داشتن آزادی عمل برایم بسیار گوارا و دلچسب بود. منظورم از آزادی این است که دیگر رئیس بداخلاقی نیست که هر روز صبح، کاری را به تو محول کند، دیگر لازم نیست در ساعات معینی سرکار حاضر شوم، میزان حقوقم بر اساس عملکردم تعیین می شود و نه برطبق تعرفه و قرارداد، سودها می توانند من را به استقلال مالی برسانند که به نوبه خود به من آزادی بیشتری می‌دهند که بتوانم زندگی را آن گونه که دلم میخواهد جلو ببرم، از جمله اینکه محل کار مناسبی برای خودم دست و پا کنم.
    این یک وجه آزادی در معامله گری ست که اغلب مشکلی پیش نمی آورد. معضل دیگر در وجه دیگر آزادی است: "آزادی در معاملات" می دانید برای موفقیت در معامله گری یک برنامه معاملاتی حساب شده و معقول نیاز است. تکلیف معامله گر این است که برنامه را مو به مو اجرا کند تا از مجموع نتایج محتمل آماری، در حساب خود سود کند. اما اجرای مو به موی برنامه در هر روز برای اغلب معامله گران مانعی ست که عبور از آن غیر ممکن است. یک آدم عاقل بعد از ثبت 5 ضرر، دیگر طبق دستور سیستم معاملاتی اش جلو نمی رود. بالاخره آدمیزاد شعور دارد و یک خطا را که نباید هزار بار تکرار کند! خصوصا وقتی این امکان را هم دارد که در معاملات سیستم مداخله کند. این است که دفعه ششم دیگر نمی گذارد مثل هر 5 بار قبلی، معامله پس از نشستن به سود برگردد و در حد زیان متوقف شود. این که معامله گر در اینجا از آزادی خود سو استفاده کرده است اصلا به چشم نمی آید، چون ظاهرا عقل خود را به کار انداخته و از ششمین زیان متوالی جلوگیری کرده است. غافل از اینکه همواره بهتر این است که معامله گر مثل آدم های عقب افتاده رفتار کند! یعنی همیشه و همیشه طبق برنامه از پیش تعیین شده کار کند و در معامله ششم نیز درست همانند 5 معامله قبلی در سیستم مداخله نکند. 
    در تعلیم و تربیت ما توسط والدین، در کودکستان، مدرسه و در دانشگاه به ما یاد داده شده که وقتی اشباهی پیش آمد باید سریعا کاری کرد. این توصیه در مورد مسایل روزمره زندگی است و در معامله گری اصلا صحیح نیست!
    اما مشکل معامله ششم چه بود؟ هرچند این معامله با مداخله معامله گر با کمی سود به پایان یافت، اما اگر به حد ضرر و حد سود آن دست نمی زدم، سود آن به قدری بزرگ می شد که زیان 5 معامله قبلی را می پوشاند و به نتیجه مثبتی در مجموع شش معامله نیز منتهی می شد.
    آنچه اتفاق می افتد این است که تجربه مثبت این معامله (نسبت به 5 تای قبلی) در ضمیر غیر هوشیار معامله گر این گونه القا می کند که تخطی از سیستم معاملاتی به هر حال به سود ختم شد، پس کار درستی بود و در آینده هم درست خواهد بود. در آن لحظه معامله گر توجهی به ناچیز بودن سود به علت خروج بی برنامه از معامله نمی کند. تنها در آن لحظه مهم این است که احساس برنده بودن بکند. اما این که این احساس، خیال خامی بیش نبوده را پس از حساب و کتاب معاملات در پایان روز متوجه خواهد شد و اگر حساب و کتابی در کار نباشد به طور قطع در صورت وضعیت حسابش خواهد دید. همه اینها به خاطر وجود آزادی است. اگر شما کارمند معاملات یک شرکت سرمایه گذاری باشید و طبق دستورالعمل های تدوین شده قبلی عمل نکنید شاید یکی دو بار از خطای شما بگذرند ولی بار سوم حتما اخراجید! معامله گران حرفه ای به خوبی آگاهند که تکرار پذیری معاملات (طبق یک نقشه) بسیار مهم است و داشتن آزادی عمل در معاملات چه قدر می تواند خطرناک باشد.
    باید مراقب بود که آزادی عمل در معاملات مثل یک یال باریک کوه است که نمی توان به آسانی روی آن راه رفت. برای آنکه این آزادی در کار شما خللی وارد نکند و ناخودآگاهتان را دست کاری نکند، خود را شدیدا مقید کنید و با ثبات قدم طبق نقشه و برنامه ریزی پیش بروید"

دیدگاه شما

|   مشاهده قوانین و مقررات

دیدگاه‌ها