چرخه احساسات؛ رولر کوستر بازار سرمایه(بخش دوم)
برای فردا

چرخه احساسات؛ رولر کوستر بازار سرمایه(بخش دوم)

| 17:00 | 2

احساسات می تواند یک سرمایه بزرگ در زندگی باشد، اما وقتی سرمایه گذاری در میان باشد، ممکن است این یک بدهی باشد. در مواقع بی ثبات، سرمایه گذاری در سهام می‌تواند احساس بسیار زیادی مثل سوار شدن بر روی رولر کوستر یا ترن هوایی داشته باشد. هنگامی که بازار روند صعودی دارد، شور و هیجان وجود دارد، اما هنگام سقوط نیز ترس و وحشت حکم فرماست. با افزایش شدت احساسات، بسیاری از سرمایه گذاران فراموش می‌کنند که بازار سهام تمایل به چرخه دارد. درعوض، آنها بیش از حد بر بازده های کوتاه مدت متمرکز می شوند و باعث می شوند که در بازارهای گاوی احساس اعتماد به نفس بیش از حد( بهتر است بگوییم اعتماد به سقف) و در بازارهای خرسی احساس ناامیدی داشته باشند.
این احساسات شدید می تواند قضاوت یک سرمایه گذار را ابراز کند و منجر به اشتباهاتی گران شود، مانند خرید در اوج بازار یا قبل از شروع بازار دوباره بفروشد. در نگاشته قبلی بیان کردیم که مطالعات روانشناسی ارتباط بین احساسات و قضاوت ما را مورد بررسی قرار داده است. این منجر به یک الگوی عاطفی به نام "چرخه احساسات بازار " می‌شود که بارها در طول تاریخ رخ داده و نقشه هر حباب و سقوط بازار بعدی است.
آگاهی از این الگو می‌تواند به طور انبوه به شما در تصمیمات سرمایه گذاری و تعریف خود از خطرات و فرصت‌ها کمک کند.


چرخه احساسات بازار

همان طور که بیان کردیم هیجانات سرمایه گذاران در هنگام سرمایه گذاری موجب تشکیل الگویی عاطفی می‌شود که قیمت‌های بازار را کنترل می‌کند. تصویر فوق نشان دهنده مراحل احساسی یک سرمایه گذار است که به شرح زیر می‌باشد.

خوش بینی

معامله گران وقتی بازار چند ماه در روند صعودی پایدار باشد، خوش‌بینی را تجربه می‌کنند. در این مرحله از معامله گران بازار احساس راحتی می کنند زیرا دلیل کمی را برای عدم قرار دادن پول به بازار می‌بینند زیرا خطر را کم می دانند. با افزایش بازار، خوش‌بینی تبدیل به هیجان می شود زیرا خریداران اولیه شروع به کسب سود خوب می‌کنند و هر بازپرداخت به عنوان یکی دیگر از فرصت‌های خرید محسوب می‌شود. در این مرحله، خریداران از خرید هر بازپرداخت پاداش می‌گیرند و تا زمانی که دیگر برای اقدامات خود سود دریافت نکنند، ادامه خواهند داد.

 

شور و شوق و غرور

با تسریع بازار تا روند صعودی، مرحله هیجان شروع می‌شود. با افزایش قابل توجهی سود، افزایش اشتیاق را تجربه می‌کند، زیرا اعتماد سرمایه‌گذار از سقف عبور کرده است.

رضایت

سپس در آخرین مرحله صعودی، رضایت به دست می‌آید، یعنی زمانی که سود آنقدر آسان می‌شود که بیشتر معامله گران و سرمایه گذاران احساس می‌کنند که باید اهرم را بگیرند و شروع به نادیده گرفتن اصول ساده مدیریت ریسک کنند. اگرچه به نظر می‌رسد که هیچ چیز نمی‌تواند به اشتباه انجام شود، واقعیت این است که این نقطه حداکثر خطر در چرخه است. این مرحله آسان در بازار چشم بسیاری از افراد را با حرص و طمع کور می‌کند. این دوره زمانی است که سرمایه گذاران حقوقی از این طمع استفاده می‌کنند زیرا تعداد زیادی خریدار مایل هستند که مقدار نقدینگی تولید کنند و به آن‌ها امکان فروش بسیاری از سهام را می‌دهد. 


مراحل عاطفی یک روند نزولی در بازار

اضطراب

همه چیز شروع به نزول می کند، بازارها اولین علائم ضعف را نشان می‌دهند اما در کل احساسات بلند مدت همچنان صعودی است و خودتان را متقاعد می‌کنید که این فقط یک اصلاح کوتاه است.

 

انکار و ترس

مرحله انکار از زمانی شروع می‌شود که سرمایه گذاران برای تصمیم گیری از دست دادن معاملات، منطقی شوند. آن‌ها احساس می‌کنند که در شرکت‌های خوب سرمایه گذاری کردند و اگر به اندازه کافی طولانی کار کنند سود باز می‌گردد. با پایین آمدن بازار و ادامه ضررها، انکار به ترس تبدیل می شود که باعث می‌شود که معامله گران و سرمایه گذاران فلج می شوند و آن‌ها را از انجام هیچ کاری سردرگم می‌کند.

ناامیدی و وحشت

فروش مداوم باعث ایجاد احساس ناامیدی در بین معامله گران و سرمایه گذاران می‌شود زیرا عزم آن‌ها برای ادامه کار برای بلند مدت شروع به سرکوب می کند. این کار زمان زیادی را برای ایجاد وحشت نمی‌گذارد، زیرا واقعیت وحشتناک این که ضرر برای هر معامله گر چه معنایی دارد تحمل می شود، نیست. این احساساتی ترین مرحله است که درد زیادی احساس می‌شود.

تسلیم

با فروش شدید، معامله گران و سرمایه گذاران به نقطه شکست خود می رسند. این مرحله به عنوان فاز سرمایه گذاری یا تسلیم در نظر گرفته می‌شود که در آن معامله گران و سرمایه گذاران مجبور هستند برای تسکین دردهایی که در آن قرار دارند به سادگی بفروشند. این نقطه حداکثر فرصت مالی است زیرا موسسات دوباره یک روز میدانی را تجربه می کنند و  از فروشندگانی که  به  امید بهبودی در آینده  سهام های خود را به فروش می رسانند، خریداری میکنند.

دلسردی و  بی میلی

به طور حتم، بازار پس از تسلیم اکثریت بهبود می‌یابد و همین امر باعث می‌شود سرمایه گذاران ناامید و افسرده شوند، زیرا می‌دانند که با فروش در  نزدیک دره های قیمتی اشتباه وحشتناکی انجام داده اند. این مرحله جایی است که بسیاری از آن‌ها می گویند دیگر سهام خریداری نمی‌کنند.

امید

اوضاع به تدریج بهبود می‌یابد، وضعیت کلی بهتر می‌شود و متوجه می‌شوید که بازارهای مالی دارای چرخه‌هایی هستند. شما تجربه ای کسب کردید و به دنبال فرصت‌های جدید سرمایه گذاری می گردید.

تسکین

بازارها بار دیگر مثبت می شوند، شما دوباره وفادار می‌شوید و خود را از توانایی خود در سرمایه گذاری پول متقاعد می کنید. چرخه دوباره از نو شروع می‌شود.

در مهر سال 1398 شاخص کل بازار بورس در حال رد کردن سطوح مقاومتی مختلفی بود. در این مرحله تمامی سرمایه گذاران در مرحله سرخوشی بودند ولی به یکباره بازار روند اصلاحی خود را شروع کرد. که در نتیجه آن موجب وحشت سرمایه گذاران شد که به طوری که در عرض یک هفته حدود 30 هزار عدد از شاخص کل کاهش پیدا کرد. مردم در صف های میلیونی فروش قرار می گرفتند و سهمای خود را تسلیم کردند و در همان زمان دوباره بازار روند صعودی خود را شروع کرد.
همانطور که مشاهده می کنید احساسات ما در پاسخ به اتفاقات بازار است و تصمیمات مان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اما چرا این اتفاق می افتد؟ برای دانستن این موضوع تا بخش سوم این مقاله صبر کنید.

مقالات مرتبط:

 

منبع: بورس با ما
برچسب‌ها: احساسات

دیدگاه شما

|   مشاهده قوانین و مقررات

دیدگاه‌ها